آخرین مطالب ارسالی
Last Posts
آهنگ های ویژه
Best Posts
    کاشت مو
    بهترین سایت کاشت مو با کمترین قیمت
    تبلیغات شما
    تبلیغات شما در این مکان, ماهانه 5.000 تومان
    YourSite.Com
    تبلیغات شما
    تبلیغات شما در این مکان, ماهانه 5.000 تومان
    YourSite.Com
    تبلیغات شما
    تبلیغات شما در این مکان, ماهانه 5.000 تومان
    YourSite.Com
    برای به‌دست آوردن چیزی باید چیزی بپردازیم!

    افغانستان کشوری است که مبنا و اساس نقشه‌های سیاسی آن از اول کورکورانه و متعصبانه ترسیم شده و در دست کسانی قرار دارند که همیشه از خون شهروندان جوهره‌ی قلم و از مال و املاک آن گلوله‌ی تفنگ ساخته اند و از آن در برابر مردم استفاده می‌کنند. سالیان درازی است که تعداد زیادی از شهروندان این سرزمین از سوی فاشیستان ارگ‌نشین به حاشیه رانده شده و نه تنها حکومت را میراث پدری خود می‌دانند، بلکه سایر اقوام را نیز به‌عنوان شهروند درجه دوم و سوم در حال تعبیر و تقسیم کردن اند. موجودیت قوم خاص مثل پشتون در شماری از ولایات شمالی و غربی و همچنان عدم موجودیت سایر اقوام مثل تاجیک، هزاره و ازبیک در ولایات شرقی و جنوبی افغانستان گواه اصلی و اساسی این موضوع می‌باشد که تعصبات قومی، سمتی، زبانی و دینی در جان و دل تعداد زیادی از پشتون‌ها وجود دارند و تاریخ همواره شهادت داده است که همین متعصبین از دوران تشکیل کشوری به‌نام افغانستان با شدت تمام زحمات شبانه‌روزی شانرا نثار از بین‌بردن و به‌دست آوردن املاک سایر اقوام این کشور نموده است. نه پیشرفت و ترقی کشور.
    [به استثنای شخصیت‌های بزرگ و انسان‌های واقعی و حقیقی این قوم ]

    هرچند که هیچ یک از کشورهای جهان عاری از جنجال‌ها و قتل و قتال متعصبانه نبوده اند؛ اما اینکه امروز چرا ریشه تعصب و تبعیض در مملکت شان خشیکده است؟ سوالی است که ممکن در ذهن اکثریت خطور نماید.
    یگانه دلیل که شهروندان کشورهای جهان اول امروزه به‌دور از هرنوع تبعیض زندگی می‌نمایند این است که نسل‌های قبلی آنان حاضر شدند تا جهت از بین بردن ظلم و استبداد و جاگزینی همدیگر پذیری و وحدت ملی، در ملت قربانی‌های بیشتر از من و تو بدهند. آنان با یک مظاهره نه، بلکه با راه‌اندازی ده‌ها مظاهره و به‌کشته دادن هزاران دل‌باخته‌ِی شان بدون احساس خستگی توانستند به اهداف نیک شان دست یابند و نهال دموکراسی را تنومند و بارور گردانند.
    لنین در روسیه و گاندی در هندوستان از جمله شخصیت‌های بودند که چندین بار از سوی حکومت تزار روس و بریتانیای کبیر آن زمان به دلیل مخالفت‌های آنان با بی مسئولیتی و فساد در وجود حاکمان در حکومت و راه‌اندازی تظاهرات جهت تأمین عدالت اجتماعی و احقاق حقوق شهروندان به حاشیه رانده شده‌ی آن زمان، تبعید و زندانی شدند؛ ولی این دو بزرگوار هرگز سر تعظیم برای ظالمان آن‌زمان فرو نیاورد و همواره تلاش‌هایش را جهت رهایی مردم‌اش انجام دادند؛ صرف با این تفاوت که لنین بسیار خشمگین برخورد می‌کرد و گاندی بسیار نرم. اما در نتیجه هردویش به گرفتن قربانی‌های زیادی انجامید؛ ولی با به‌دست آمدن نتیجه‌ی مثبت، هم حکومت تزار روس و هم حکومت بریتانیای کبیر در هندوستان آن زمان از بهر بی‌کفایتی و بی‌مسئولیتی به دلیل عدم توجه به‌خواسته‌های برحق مردم نابود گشت.
    حالا هم در افغانستان عین همان تاریخ که سیاه‌پوستان در امریکا، مردم لنین در روسیه و مردم گاندی در هندوستان داشتند در حال تکرار شدن است، حکومت قومی، ظالم، حذف‌کننده، نفاق‌افگن، فاسد، ناکارآمد، بی‌مسئولیت و فاشیست شده است که از هر راه ممکن تلاش می‌کنند با راه‌اندازی مالیات سنگین و ده‌ها بهانه‌ی دیگر خون دل مردمان را چشیده و بر گرده‌ی ما سوار باشند، و از روش توتالیته در اداره کشور استفاده کرده و به صورت خودکامگی تمام هرگز تحمل سربلند کردن توده‌ها را ندارد که جهت حق‌خواهی و عدالت‌خواهی به میدان آمده و اجتماع تشکیل دهد و یا تظاهرات مسالمت‌آمیز راه‌اندازی کنند. پس با این وضعیت دقیق دو راه باقی مانده است که باید یکی را انتخاب کنیم:
    ۱٫ تداوم حکومت ظالم و فاشیست را قبول کنیم که چپه و راسته بر گرده‌ی ما سوار باشند و از خون ما تا آخرین رمق تغذیه کنند و در نهایت جنازه‌های ما را هم به‌عنوان هیزم غذای نیم‌پخته‌ی شان میان تنور بسوزانند.
    ۲٫ همه دست به دست هم داده و در راستای نابودی ظلم و استبداد، پهن‌نمودن دامنه‌ی روشنایی بر تاریکی، فرار دادن نفاق و کدورت مردمی، از هر راه ممکن تلاش کنیم و آماده‌ی دادن قربانی‌های بیش‌تر از این باشیم تا فردای روشن را برای فرزندان و نسل بعدی مان به ارمغان بیاوریم.

    Arash Aryan

    Download PDF

     ارسال در حدود 2 هفته قبل  ادامه مطلب »